دیدهبان تصریح کرد: اکثر افراد جامعه با توجه به شرایط بغرنج اقتصادی و اجتماعی امروز نمیتوانند برنامهریزی مناسبی برای آینده خود داشته باشند چه رسد به دانشآموزانی که با توجه به شیوع پاندمی کرونا تحت تأثیر خبرهای ضدونقیض قرار گرفتند. برای مثال یک روز به دانشآموزان گفته میشود که مدارس باز خواهد شد و سال تحصیلی جدید بهصورت حضوری برگزار میشود و روز دیگر این خبر را کتمان کرده و اعلام میکنند که آموزش فقط از طریق فضای مجازی امکانپذیر است.
وی معتقد است که اولویت اول آموزش کشور باید این باشد که وزارت آموزش و پرورش یک سخن واحد داشته باشد و اعلام کند که برای سال تحصیلی جدید از چند کتاب آموزشی استفاده میکند و چه مباحثی از این کتابها را مدنظر دارد و در ساعتهای محدود با استانداردهای مشخص کلاس درسی برگزار کند تا دانشآموزان و معلمان تکلیف خود را دانسته و بتوانند فضای روشنی از آینده داشته باشند.
دیدهبان معتقد است که وقتی چشمانداز آینده آموزش کشور مشخص نباشد مسلماً سیاستهای تشویقی و یا بازدارنده مناسبی لحاظ نخواهد شد و در این چارچوب تمامی برنامههای تصمیم گیران محکوم به شکست میشود.
وقتی چشمانداز آینده آموزش کشور مشخص نباشد، مسلماً سیاستهای تشویقی و یا بازدارنده مناسبی لحاظ نخواهد شد و در این چارچوب تمامی برنامههای تصمیمگیران محکومبه شکست میشود
این کارشناس حوزه تعلیم و تربیت اضافه کرد: در نظر بگیرید وقتی چشم یک فرد درد میکند به پزشک مراجعه میکند و عدم تشخیص صحیح و تجویز داروی نامناسب نتیجه معکوس خواهد داد و در نتیجه درد قبلی باقی خواهد ماند و درد جدیدی به فرد اضافه میشود لذا درمان نامناسب که در سیستم آموزشی همان راهکارهای غلط و تصمیمگیریهای نادرست آموزشی هستند، میتواند هزینه گزافی به ساختار آموزش کشور تحمیل کند.
وی گفت: امروز همگان اذعان دارند که مقوله سلامت تمامی ساختارهای قانونی کشور را تحت تأثیر خود قرار داده است. برای مثال از ارتباطات خارجی با کشورهای دنیا گرفته تا تردد خودروها در جادهها و بازگشایی مشاغل و بسیاری از موارد دیگر در اختیار ستاد ملی مقابله با کروناست که با تصمیمگیریهای مقتدرانه تمامی امور را در دست خود گرفته است. چرا همین ستاد را در مقوله آموزش نداریم و اگر داریم چرا تصمیماتشان را عرضه و اجرا نمیکنند؟! چرا برای خانوادهها و گروههای درگیر عرصه آموزشی چارچوب استاندارد ارائه نمیشود؟

این کارشناس حوزه تعلیم و تربیت در ادامه به مشکلات آموزش مجازی و چگونگی برطرف کردن این مشکلات از سوی خانوادهها اشاره کرد و گفت: آموزش مجازی با ویژگیهایی همچون؛ نبود ارتباط چهره به چهره، نبود ارتباط کلامی و کمبود درک واکنشها در ارتباطات غیرکلامی از آموزشهای حضوری با ویژگیهایی، چون حضور فیزیکی در کلاس برای درک موقعیت و تجربه مستقیم متمایز میشود. از سوی دیگر، تغییر سبک یادگیری از آموزش حضوری به مجازی موجب دخالت تعداد بیشتری از اعضای خانواده در امر یادگیری شده و به این ترتیب، مسئولیت بیشتری بر دوش آنها قرار گرفته است. خانواده یکی از اساسیترین و مهمترین پایههای آموزش مجازی است و فضایی که اعضای خانواده در خانه به هنگام آموزش مجازی به وجود میآورند، در فرایند یاددهی، یادگیری و برنامهریزی صحیح آموزشی تأثیرگذار است.
مبتکر طرح نوین آموزش تأکید کرد: در کنار مدارس و معلمان، والدین دانشآموزان بهعنوان یاریگر نظام آموزش و پرورش میتوانند تسهیلکننده وضعیت تحصیلی فرزندانشان و بسترساز تحقق فرایند آموزش مجازی در خانه باشند. این در صورتی محقق میشود که شرایط و فضای خانوادگی بهطور همهجانبه امن باشد. در صورتی که فضای خانواده امن و سرشار از آرامش نباشد، بچهها نمیتوانند در کلاسهای آنلاین حضور فعال یابند و آموزش ناقص میماند. علاوه بر این موارد ترغیب دانشآموزان، بهویژه دانشآموزان دوره ابتدایی به یادگیری مطالب به شیوه مجازی و متقاعد کردن آنان برای حضور فعال و توجه کافی به کلاس درس مجازی کاری دشوار است. در صورتی که والدین شاغل باشند، شرایط برای آموزش مجازی و برخط دشوارتر خواهد شد؛ چراکه کنترل و خود مدیریتی برای دانشآموزان ابتدایی کمی مشکل است؛ بنابراین آموزش سواد رسانهای لازم به نظر میرسد.