سرکار خانم نوروزی ضمن خیرمقدم و تشکر از وقتی که گذاشتید، لطفاً برای مخاطبین توضیح دهید از چه زمانی حفظ قرآن را در خانواده شروع کردید؟
من همسرم دبیر دینی و عربی بود و همیشه تشویق می کردند به آشنائی با قرآن و آرزو داشتن بچه ها با قرآن مانوس و حافظ باشند. خودم هم دوست داشتم بچه ها حافظ قرآن باشند لذا از سال 77 برنامه های قرآنی تلویزیون را نگاه کرده و شروع کردم به حفظ روزی یک آیه و یاد گرفتن معنی و مفاهیم چون به این نتیجه رسیدم که باید خودم کار را شروع کنم که بتوانم بر روی بچه ها تاثیر بگذارم. وقتی خودم شروع به حفظ کردم همزمان بچه ها را با قرآن آشنا کردم به گونه ای که بچه ها را در مسابقات قرآنی شرکت می دادم تا اینکه بحمد لله یکی از آنها در مسابقات پنجگانه برنده شد و مورد تشویق مدرسه و منزل قرار گرفت و این امر انگیزه زیادی در بچه ها ایجاد کرد. از آن تاریخ به بعد همیشه بچه ها در مسابقات شرکت می کردند و مقام می آوردند.
چه شد که تصمیم گرفتید خانه و کاشانه رها کرده و به شهرستان استهبان مهاجرت کنید؟
وقتی انگیزه بچه ها به حفظ قرآن زیاد شد با همسرم صحبت کردم که در شهرستان آموزشگاه حفظ قرآن نداریم و بچه ها مشتاق هستند، در صورت صلاحدید یک سال ترک تحصیل کنند و به استهبان مهاجرت کنیم تا به آرزویشان برسند. همسرم با توجه به شرایط کاری خودشان در ابتدا مخالفت کردند ولی وقتی اصرار و اشتیاق بچه ها را دیدند رضایت دادند ولی خودشان نتوانستند همراهی کنند از این رو من با بچه ها جهت شرکت در کلاسهای حفظ موسسه قرآنی بیت الاحزان به شهرستان استهبان مهاجرت کردیم و همسرم در شهرستان فیروز آباد ماند. خدا را شکر هر سه دخترم در مدت 9 ماه حافظ کل قرآن شدند.
خانم نوروزی شروع حفظ قرآن برای شما یا در ادامه دوری از همسر و خانواده در یکسال اقامت در شهرستان استهبان سختی و مشکلات نداشت؟
قطعا در شروع سختی های زیادی داشت. وقتی من حفظ قرآن را شروع کردم، بچه داری و کارهای متعدد منزل بار سنگینی به عهده داشتم که لطف خداوند و حمایت های همسرم من را دلگرم می کرد. وقتی به استهبان مهاجرت کردم با چهار فرزند خردسال و نوجوان، بدون حضور همسرم که تا دیروز چون کوه پشتم بوده، خیلی سخت می گذشت. اما بعد از اینکه فرزندانم با قرآن مانوس شدند و خانواده ما فضای قرآنی به خودش گرفت، شرایط تغییر کرد. بسیاری از دغدغه های امروزی را ما نداشتیم. فرزندان ما مسیر را پیدا کرده بودند و معیار و هدف زندگی شان از همان سن کودکی و نوجوانی تغییر کرده و مدام در راه کسب تعلیمات دینی و قرآنی بودند. سایر مسائلی که خیلی از دختران و پسران برایشان مهم بود، بدون منع یا فشار خانواده، برای فرزندان ما کم اهمیت شده بودند. و این فقط از برکت قرآن بود.
در رابطه با فرزند چهارم لطفا بفرمایید که چطور حافظ قرآن شدند؟
فرزند چهارمم پسر هست که آن زمان خردسال بود و امکان حفظ قرآن برای وی میسر نشد. اما سالها بعد با وجود اینکه از دانش آموزان نمونه شهرستان بودند تحصیل در حوزه علمیه را انتخاب کردند. ایشان با اینکه نتوانستند در دوران تحصیل حافظ قرآن شوند اما تحت تاثیر خواهرانشان همیشه علاقمند به حفظ قرآن کریم بودند تا اینکه یک سال از حوزه مرخصی گرفتند و سال 92 در موسسه شبانه روزی حضرت شاهچراغ(ع) حافظ کل شدند. ایشان همیشه می گویند بهترین و مهمترین تصمیم زندگی من حفظ قرآن بوده و در حال حاضر در شهر مقدس قم مشغول به تحصیل هستند.
رفاقت و رقابت قرآنی بین بچه ها به چه صورت بود؟
بچه ها با وجود اینکه در مسابقات بعضا رقیب هم دیگر می شدند ولی با یکدیگر همکاری خیلی خوبی داشتند به گونه ای که در زمان حفظ روزی سه صفحه حفظ و مرور می کردند هر کدام جلو می افتاد توقف می کرد تا بقیه هم برسند.
به نظر شما که تجربه موفق دارید بهترین سن برای حفظ قرآن چه سنی است؟
من از زمانی که خودم شروع به حفظ قرآن کردم روخوانی با بچه ها کار کردم به گونه ای که در مسابقات مدارس مقام می آوردند و با مفاهیم آشنائی مقدماتی داشتند از این رو بهترین سن برای حفظ قرآن نوجوانی و مقطع بعد از راهنمائی است مشروط بر اینکه مقدمات مفاهیم و روخوانی قرآن را بلد باشند. به عنوان مثال ما از اول ابتدایی با بچه ها کار کردیم تا اینکه خدا را شکر در راهنمائی و دبیرستان نتیجه داد.
خانم نوروزی بفرمائید انس با قرآن چه تاثیری در زندگی خانوادگی شما و فرزندانتون داشته است؟
محیط خانه ما به گونه ای بود که بچه ها خودشان مشتاق شدند و با اختیار خود این راه را انتخاب کردند. از زمانی هم که با قرآن مانوس شدند به گونه ای از نظر آسیبهای اخلاقی و اجتماعی واکسینه شدند که نیازی به تذکر از طرف من یا پدرشون نداشتند. اثرات سازنده این انس، در انتخابهای مختلف زندگی از جمله تحصیل، ازدواج و دیگر موارد کاملا مشهود است. به طوری که با وجود تحصیل مدارج عالی علمی در دانشگاههای خوب شیراز و تهران، تصمیم گرفتند همچنان در راه قرآن قدم بردارند و با راه اندازی موسسه قرآنی در شهر فیروزآباد مشغول به تربیت نسل قرآنی شدند.
به نظر شما یکی از مهم ترین آسیبهای فعلی در حوزه آموزش قرآن چیست؟
در زمانی که بچه های من مدرسه می رفتند وقتی در مسابقات شرکت می کردند از طرف مدرسه خیلی تشویق می شدند، جایزه و لوح تقدیر می گرفتند، اردو می رفتند و این کار انگیزه ایجاد می کرد. الان بچه ها مثل قبل تشویق نمی شوند و ایجاد انگیزه کمتر هست. البته در گذشته خانواده ها هم دغدغه بیشتری برای تربیت دینی فرزندانشان داشتند. اما در حال حاضر اولویت های برخی خانواده ها تغییر کرده است. اما تجربه ای که من در این سالها کسب کردم این هست که فرزندانی که با قرآن مانوس هستند، در دیگر امور زندگی هم موفق ترند.
چگونه شما به عنوان مادر نمونه انتخاب شدید؟
با توجه به اخبار و گزارشاتی که از بچه ها منتشر شده بود من سال 93 به عنوان مادر نمونه قرآنی به همراه 14 نفر بانوی دیگر از کل کشور به سالن اجلاسیه بین المللی تهران دعوت شدیم که البته هر یک از خانم ها در یک فعالیت قرآنی به عنوان نمونه انتخاب شده بودند. به عنوان مثال یکی واقف بود دیگری حافظ و هرک دام در موضوعی. بنده هم افتخار داشتم به عنوان حافظ 15 جزء و مادر چهار حافظ کل قرآن کریم ، مادر نمونه معرفی شوم.
خانم نوروزی ضمن تشکر از اینکه در اداره امور قرآنی اداره کل تبلیغات اسلامی حضور پیدا کردید، در پایان نکته ای هست بفرمایید.
من هم از فرصتی که در اختیارم قرار دادید تا تجربه زندگی خود را به گوش هموطنان بزرگوارم برسانم ممنون هستم. در پایان لازم هست تاکید کنم که ما در جامعه، مادر نمونه زیاد داریم. مخصوصا مادران شهدای والا مقام که گذشت و حماسه آنها زمینه را برای رشد فرزندان من و دیگر فرزندان کشور عزیزم فراهم کرد. به همه این مادران ارزشمند سلام می کنم و از صاحب قرآن برای ایشان صبر و اجر عظیم مسئلت دارم.