منبر شب هفتم

شب هفتم

[تغییر راهبرد دشمن از جبهه نظامی به جنگ اقتصادی در اواخر دفاع مقدس]

بسم الله الرحمن الرحیم. اعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بِمُصابِنا بِالحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ جَعَلَنا وَ اِیّاکُم مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاِمامِ المَهدِیِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ.

بگذارید منبرم را با یک بازخوانی بسیار مهم از تاریخ معاصر خودمان آغاز کنم. در سال‌های پایانی دفاع مقدس، یعنی بین سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۶، درست در روزگاری که رزمندگان اسلام در جبهه‌های نظامی به پیروزی‌های پی‌درپی و شگفت‌انگیزی دست پیدا می‌کردند، دشمن به یک جمع‌بندی جدید رسید. دشمن متوجه شد که در میدان نبرد نظامی و رو در رو، توان مقابله با اراده و ایمان این ملت را ندارد.

وقتی از پا درآوردن این انقلاب با تانک و تفنگ را ناممکن دیدند، ابزار بازی را تغییر دادند. درست در همین دوره بود که «جنگ نفتکش‌ها» و فشار شدید بر زیرساخت‌های اقتصادی ایران کلید خورد. دشمن به سراغ سفره‌ها آمد؛ چرا که می‌دانست اگر نتواند خطوط مقدم ما را در جبهه‌ها بشکند، شاید بتواند با تحت فشار قرار دادن پشت جبهه و زندگی روزمره مردم، کمر جامعه را خم کند. این یک قاعده همیشگی است؛ هرگاه دشمن در میدان سخت نظامی ناامید می‌شود، بلافاصله خاکریز جنگ را به سمت معیشت و اقتصاد مردم جابه‌جا می‌کند تا اراده‌ها را متزلزل کند.

[تعریف جنگ ترکیبی و هدف قرار دادن معیشت برای شکستن مقاومت جامعه]

امروز در ادبیات سیاسی و نظامی دنیا از پدیده‌ای به نام «جنگ ترکیبی» یا همان هیبریدی صحبت می‌شود. در این نوع آرایش جنگی، دشمن تمام توان خود را در یک حوزه متمرکز نمی‌کند، بلکه ترکیبی از رسانه، جنگ روانی، مداخلات سیاسی و در رأس همه آن‌ها، فشار همه‌جانبه بر معیشت و اقتصاد جامعه را به کار می‌گیرد. هدف اصلی استکبار در این نقطه، دیگر تصرف خاک یا نابودی پادگان‌ها نیست؛ بلکه هدف اصلی، فلج کردن زیرساخت‌های حیاتی زندگی روزمره مردم است.

آن‌ها می‌خواهند آرامشِ روانی معیشت را از خانواده‌ها سلب کنند. وقتی سفره مردم کوچک شود و دسترسی به نیازهای اولیه با سختی مواجه گردد، طبیعی است که آستانه تحمل جامعه به چالش کشیده می‌شود. راهبرد دشمن در جنگ ترکیبی این است که مردم را از طریق فشارهای معیشتی به نقطه درماندگی برساند تا خود مردم، خسته از مقاومت، مسبب این وضعیت را ایستادگی خود بدانند و دست از آرمان‌هایشان بکشند. این فرمولِ مدرنِ مستکبران، ابداعیِ جدید نیست؛ بلکه بازنویسیِ همان ترفند کهنه‌ای است که در صدر اسلام هم علیه پیامبر اکرم(ص) به کار گرفته شد.

[ریشه قرآنی تحریم؛ نقشه منافقین برای پراکنده کردن مردم از دور پیامبر(ص)]

اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم، می‌بینیم که خداوند متعال در سوره مبارکه منافقون، دست این جریان و راهبرد همیشگی‌شان را رو کرده است. در آیه هفتم این سوره، حق‌تعالی پرده از ایده اصلی اتاق فکر منافقین و کفار در جنگ ترکیبی برمی‌دارد: «هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ»(آن‌ها همان کسانی هستند که می‌گویند: به کسانی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید و کمک‌های مالی را قطع کنید تا از اطراف او پراکنده شوند! در حالی که خزاین آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند.)

این آیه صریح‌ترین سند قرآنی برای تبیین راهبرد تحریم اقتصادی است. جبهه نفاق و کفر به این نتیجه رسیده بود که تنها راه شکست دادن پیامبر(ص)، بریدن روزی و فشار بر معیشت یاران اوست. آن‌ها آشکارا می‌گفتند نان این مردم را قطع کنید، محاصره‌شان کنید، تجار را از معامله با آن‌ها منع کنید، «حَتَّى يَنْفَضُّوا»؛ تا اینکه مردم از گرسنگی و سختی، دور پیامبر را خالی کنند. این یعنی گروگان گرفتن نان  و معیشت مردم برای زدنِ ریشه مقاومت و ایستادگی.

[اتاق جنگ خزانه‌داری آمریکا و چهل سال محاصره اقتصادی علیه اقشار ضعیف]

در جهان امروز هم اگر نگاه کنیم، همین آیه سوره منافقون دارد ترجمه عملیاتی می‌شود. سال‌ها پیش در دوران اوباما، فردی به نام «ریچارد نفیو» در ساختار حکومتی آمریکا مسئولیت طراحی تحریم‌ها را بر عهده گرفت که بعدها کتابی نوشت به نام هنر تحریم‌ها و به «معمار تحریم‌های ایران» معروف شد. او در این کتاب رسماً اعتراف می‌کند که هدف ما از تحریم، ایجاد درد و رنج در زندگی روزمره مردم ایران است تا آن‌ها مجبور شوند ساختار سیاسی خود را تغییر دهند. اینجاست که به عمق کلام رهبر معظم انقلاب پی می‌بریم که فرمودند: «امروز اتاق جنگ علیه ما، وزارت خزانه‌داری آمریکاست.»

آن‌ها برای شکستن مقاومت ملت شجاع ایران دست به هر کاری می زنند و از هر چیزی به عنوان سلاح علیه مردم ما استفاده می کنند. حتی خلاف شعارهای فریبنده حقوق بشری، دارو و تجهیزات پزشکی را تحریم می‌کنند و از حقوق اولیه زندگی انسانی به عنوان اسلحه استفاده می کنند و مستقیم‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین فشارها را بر اقشار آسیب‌پذیر جامعه می‌آورند؛ نمونه عینی و دردناک آن، تحریم پانسمان‌های مخصوص بیماران پروانه‌ای بود. این کودکان معصوم به خاطر زخم ها و عارضه های شدید بسیار پوست حساسی دارند و نیاز دارند پانسمان های مخصوص استفاده کنند. این پانسمان ها هیچ کاربرد نظامی هم ندارد و داروی مورد نیاز ضروری کودکان مظلوم و بی گناه است ولی دشمن برای ضربه زدن، حتی واردات این پانسمان ها را هم تحریم کرد.

جنگ اقتصادی بزرگ ترین و اصلی ترین راهبرد آمریکا در برابر ما بوده است.بیش از چهل سال جنگ اقتصادی بر علیه ما راه انداختند و نتوانستند کاری از پیش ببرند؛ حتی در فتنه‌های چند روزه و دوره‌ای هم شکست خوردند؛ این اواخر به خاطر اینکه فشار های معیشتی شان به مردم ما زیاد شده بود و با کار امنیتی شبه کودتایی هم رقم زده بودند، تصور کردند شاید بتوانند از طریق نظامی پیروزی به دست بیاورند. به محض اینکه متوجه شدند توان مقابله با فرزندان این ملت در نیرو های مسلح را ندارند، دوباره با تمام قوا به همان محاصره اقتصادی و پیاده‌سازی گام‌به‌گام برنامه‌های معیشتی برگشتند تا جامعه را در تنگنا قرار دهند. حتی نیروی نظامی را هم پای کار محاصره و تحریم اقتصادی آورده اند.

[سابقه تاریخی تحریم اقتصادی مسلمانان در شعب ابی‌طالب]

پیشینه این رفتار ظالمانه به دوران مکه و ماجرای «شعب ابی‌طالب» بازمی‌گردد. وقتی قریش دید اسلام روزبه‌روز در حال پیشرفت است و با جنگ روانی و شکنجه هم نمی‌تواند جلوی نور خدا را بگیرد، عهدنامه‌ای نوشتند و مسلمانان را به مدت سه سال در دره‌ای خشک و بی‌آب و علف محاصره کردند. آن‌ها پیوند اقتصادی و تجاری را با بنی‌هشم به طور کامل قطع کردند.

حتی وقتی کاروان‌های تجاری از خارج از مکه می‌آمدند و مسلمانانِ گرسنه می‌خواستند برای تهیه مایحتاجِ کودکانشان خریدی انجام دهند، ابولهب در بازارهای مکه فریاد می‌زد: «یا معشر التجار، غَالُوا على أصحاب محمد حتى لا يشتروا منهم شيئاً…» یعنی ای تجار، قیمت اجناس را برای یاران محمد چند برابر حساب کنید و بالا ببرید تا توان خرید نداشته باشند و دست خالی برگردند؛ من ضرر شما را جبران می‌کنم! این یعنی همان گرانی دستوری و فشار معیشتی بود تا به خیال خودشان مسلمانان را متلاشی کنند و آن‌ها را از دور ولیّ خدا پراکنده سازند.

[خطر منافقین داخلی؛ سمّی که در دستگاه هاضمه جامعه تزریق می‌شود]

اما نکته باریک‌تر از مو اینجاست که دشمن بیرونی به تنهایی نمی‌تواند این نقشه را جلو ببرد. دشمن نیاز به بلندگو و مترجم در درون جامعه دارد؛ نیازمند جبهه نفاق داخلی است. بی‌جهت نیست که قرآن در پایان همان آیه سوره منافقون می‌فرماید: «وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ». این منافقین هستند که نقش کاتالیزور و جاده‌صاف‌کنِ تحریم‌های دشمن را بازی می‌کنند.

یکی از اساتید بزرگوار تعبیر زیبایی داشتند؛ می‌فرمودند: «اگر شما قوی‌ترین سم دنیا را هم توی جیبتان بریزید، به شما آسیب نمی‌زند؛ سم زمانی آدم را می‌کُشد که وارد دستگاه هاضمه بدن شود و جذب گردد.» دشمن بیرونی مثل سمی است که در جیب است؛ اگر خودش به تنهایی تهدید کند، جامعه در برابرش گارد می‌گیرد و مقاومت می‌کند. اما خطر بزرگ زمانی رخ می‌دهد که جریان نفاق داخلی، حرف دشمن را ترجمه کند و آن سم را به خوردِ دستگاه هاضمه فکر و روان جامعه بدهد. وقتی منافقین داخلی با استکبار هم‌صدا می‌شوند، کلامِ دشمن در درون کشور بازتولید می‌شود، سیستم دفاعی جامعه آسیب می‌بیند و آن وقت است که حربه تحریم اثرِ مخرب خودش را می‌گذارد.

[دوگانه دروغین جنگ و صلح و گروگان‌گیری معیشت برای بستن دست ولی خدا]

کار امروز جریان نفاق داخلی چیست؟ این است که به جای مقاومت در برابر فشار دشمن و پیدا کردن راه‌حل‌های درون‌زا، آدرس غلط به مردم می‌دهند. آن‌ها تحریم دشمن را این‌گونه ترجمه می‌کنند: «این سختی‌ها و گرانی‌ها، ثمره ایستادگی و مقاومت شماست!» آن‌ها یک دوگانه دروغین به نام «جنگ و صلح» یا «معیشت و مقاومت» راه می‌اندازند و به جامعه القا می‌کنند که اگر می‌خواهید سفره‌هایتان پر شود، باید کوتاه بیایید و سازش کنید.

آن‌ها می‌گویند هزینه مقاومت زیاد است؛ در حالی که تاریخ ثابت کرده هزینه سازش و تسلیم، به مراتب سنگین‌تر و فضاحت‌بارتر از هزینه مقاومت است. نگاهی به عاقبت کشورهایی مثل لیبی و مصر بیندازید که سر تسلیم فرود آوردند؛ چه چیزی گیرشان آمد جز نابودی زیرساخت‌ها و ذلت افزون‌تر؟ راهبرد اصلی نفاق این است که معیشت مردم را گروگان بگیرند، تمام مشکلات را گردن ایستادگی بیندازند تا در نهایت دست ولیّ خدا را ببندند. قرآن از همان ابتدا مچ این‌ها را گرفته و فرموده هدف نهایی همکاریِ کفار و منافقین، تنها یک چیز است: منزوی کردن ولیّ خدا و جدا کردن ملت از رهبر جامعه.

[نسخه قرآن برای خنثی‌سازی توطئه؛ تقابل جریان انفاق با جریان نفاق]

حالا سوال اساسی این است: وقتی دشمن معیشت را هدف گرفته و منافق داخلی هم دارد دوقطبی‌سازی می‌کند، تکلیف ما چیست؟ قرآن کریم همان‌طور که در آیه هفتم سوره منافقون نقشه دشمن را افشا می‌کند، چند آیه جلوتر، در آیه دهم همین سوره، نسخه عملیاتی و پادزهر این سم را هم به مؤمنان معرفی می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید:«وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ…»(و از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد…)

ببینید چقدر هندسه قرآن دقیق است! در برابر جریان «لا تُنْفِقُوا»ی منافقین، قرآن دستور به «أَنْفِقُوا» می‌دهد. یعنی ای مسلمانان، راه کور کردن توطئه اقتصادی دشمن و خفه کردن صدای نفاق، به راه انداختن جریان انفاق و مواسات در جامعه است. اگر آن‌ها می‌خواهند با فشار مالی، مردم را پراکنده کنند، شما باید با همیاری، همدلی و دستگیری از یکدیگر، انسجام اجتماعی جامعه اسلامی را حفظ کنید.

[ضرورت طراحی مواسات و نظارت‌های مردمی برای افزایش تاب‌آوری جامعه]

در شرایط کنونی که جامعه ما درگیر تکانه‌ها و فشارهای اقتصادی ناشی از این جنگ ترکیبی است، طراحی و اجرای مدل‌های مختلف مواسات و همدلی، یک امر حیاتی و واجب است. مواسات فقط به معنای صدقه دادنِ صرف نیست؛ مواسات یعنی درک شرایط یکدیگر؛ یعنی کاسب مراعات احوال مشتری کم‌درآمد را بکند، صاحب‌خانه با مستأجر مدارا کند و کسانی که تمکن مالی دارند، آستین بالا بزنند و گره از کار آسیب دیدگان جامعه بگشایند.

ما باید تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی جامعه را از طریق شبکه‌های مردمی بالا ببریم. وقتی مردم در بسترهای مختلفِ محله‌محور و مسجدمحور پشت به پشت هم بایستند و اجازه ندهند خانواده‌ای زیر بار مشکلات کمر خم کند، در واقع دارند بزرگ‌ترین ضربه راهبردی را به اتاق جنگ آمریکا وارد می‌کنند. با مواسات، هدفِ اصلی تحریم که همان «حَتَّى يَنْفَضُّوا» (پراکندگی و فروپاشی جامعه) بود، عملاً خنثی می‌شود و نقش بر آب می‌گردد. این روحیه پیوند و همدلی، همان برگ برنده ای است که جبهه حق لازم است در برابر طراحی جنگ اقتصادی و معیشتی جبهه باطل به کار بگیرد.

[پاداش ایستادگی و تقوا؛ باز شدن درهای روزی غیرمنتظره و برکات غیبی الهی]

اما گام دومی که قرآن کریم در کنار مواسات و انفاق پیش پای ما می‌گذارد، یک راهبرد معنوی و فوق‌العاده حیاتی است. قرآن می‌فرماید در مواجهه با تحریم و جنگ اقتصادی، نباید فقط به محاسبات دو دو تا چهار تای مادی نگاه کرد؛ بلکه اگر جامعه اسلامی ایمان، تقوا و پایمردی نشان دهد، فرمول‌های مادی مغلوبِ سنت‌های غیبی خدا می‌شوند. خداوند متعال در آیه دوم و سوم سوره مبارکه طلاق یک قانون کلی را صادر کرده و می‌فرماید: «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» (و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند، و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد) این یعنی «رزق لایحتسِب» حاصل پایبندی به ایمان و تقوا در روزهای سخت است. اگر ما بر سر حق بمانیم و اصالت خود را نفروشیم، خدا از راه‌هایی که اصلاً به فکر بشر خطور نمی‌کند بن‌بست‌ها را می‌شکند. شاهد عینی و ملموس آن همین باران‌های رحمت الهی است که در این ایام و در اوج خشکسالی‌ها بارید؛ وقتی ملت مقاومت کرد، درهای آسمان باز شد. خدا در آیه ۹۶ سوره اعراف وعده داده است:«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» ( اگر اهل شهرها و آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم)

علاوه بر این، در آیه ۱۶ سوره جن صراحتاً پاداش استقامت را فراوانیِ نعمت دانسته و می‌فرماید: «وَأَلَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا» (و اینکه اگر آن‌ها بر طریقه حق استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان می‌کنیم). پیامبر اکرم(ص) نیز درباره این تکیه به قدرت غیبی فرمودند:

«لَوْ أَنَّکُمْ تَتَوَکَّلُونَ عَلَى اللَّهِ حَقَّ تَوَکُّلِهِ لَرَزَقَکُمْ کَمَا يَرْزُقُ الطَّيْرَ تَغْدُو خِمَاصاً وَتَرُوحُ بِطَاناً»(اگر شما آن‌چنان که شایسته است بر خدا توکل می‌کردید، همان‌گونه که پرندگان را روزی می‌دهد، به شما هم روزی می‌رساند؛ پرندگانی که صبحگاهان با شکم خالی برمی‌خیزند و شبانگاه با شکم پر به آشیانه بازمی‌گردند.)

پس راهبرد خنثی‌سازی تحریم دشمن، تلفیقِ «انفاق اجتماعی» با «تقوا و استقامت فردی و جمعی» است تا بن‌بستِ ساخته شده توسط جریان کفر و نفاق شکسته شود.

[حربه قطع جیره و تطمیع مالی کوفیان توسط ابن‌زیاد در حادثه عاشورا]

برادران و خواهران، این حربه کثیفِ فشار اقتصادی و گروگان‌گیری معیشت، دقیقاً در جغرافیای کوفه و در جریان حادثه عظیم عاشورا هم به کار گرفته شد. وقتی عبیدالله بن زیاد وارد کوفه شد، دید دل‌های مردم با مسلم بن عقیل و امام حسین(ع) است. او نه نیروی نظامی کافی داشت و نه چهره‌ای محبوب بود. پس چه کرد؟ به سراغ سفره‌های مردم رفت. در تاریخ ثبت است که ابن‌زیاد رؤسای قبایل و مردم را تهدید کرد و گفت: هر کس به یاری حسین برود، جیره و حقِ سالانه او را از بیت‌المال (که به آن «عطاء» می‌گفتند) به طور کامل قطع می‌کنم!

او از یک طرف با قطع جیره تهدید کرد و از طرف دیگر با مال دنیا تطمیع نمود. نمونه بارز این تطمیع اقتصادی، ماجرای عمر بن سعد است. او با اینکه هم‌بازی دوران کودکی اباعبدالله(ص) بود و حقانیت امام را می‌دانست، اما وقتی عبیدالله وعده حکومت ری و گندمِ زارهای ری را وسط گذاشت، پاهایش لرزید. ابن‌زیاد با همین حربه منافقانه، موفق شد تا مردم را از دورِ ولیّ خدا پراکنده کند و آن‌ها را به مسلخ کربلا بکشاند.

[آغاز محاصره آب در شب هفتم محرم و روضه تلظی علی‌اصغر(ع)]

اما امشب شب هفتم است؛ شبی که دشمن علاوه بر محاصره نظامی دست به محاصره اقتصادی زد تا اراده و صلابت امام حسین(ع) را بشکند و او را وادار به بیعت و ذلت کند. از امروز و امشب، فرمان قطع آب خیمه‌ها صادر شد. عمر بن سعد نامه‌ای از عبیدالله دریافت کرد که در آن آمده بود: میان حسین و آب فرات فاصله بینداز تا قطره‌ای از آن ننوشند.

در هر محاصره و فشار اقتصادی، همیشه ضعیف‌ترین و آسیب‌پذیرترین افراد، یعنی کودکان و زنان، زودتر از همه آسیب می‌بینند. مردان جنگی طاقت می‌آورند، مردان توان و تاب آوری بیشتری در مقابل سختی ها و محرومیت ها دارند اما امان از کودکان و زنان… امان از اطفال حرم… از امشب صدای «العطش» کودکان در آسمان کربلا بلند شد. آب را بستند تا امام را تسلیم کنند، اما نمی‌دانستند که این خاندان، تشنه می‌مانند ولی تن به ذلت نمی‌دهند.

کار به جایی رسید که در میان آن خیمه‌های داغ و تشنه، باب‌الحوائج شش‌ماهه، علی‌اصغر(ع) از شدت تشنگی شروع کرد به تلظّی… تلظی یعنی چه؟ اهل منبر می‌دانند؛ یعنی مثل آن ماهیِ از آب افتاده‌ای که دیگر رمق نفس کشیدن ندارد و فقط دهانش را باز و بسته می‌کند… الا لعنة الله علی القوم الظالمین…