منبر شب یازدهم

شب یازدهم

[ورود به بحث شب یازدهم؛ قرار گرفتن در نقطه عطف تاریخی پس از جنگ رمضان]

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک…

عزاداری‌ها و اشک‌های شما در پای علم سیدالشهدا (ع) مقبول درگاه حق باشد. امشب، شب یازدهم محرم است؛ شبی که در ظاهر پایان یک حادثه، اما در واقع آغاز یک رسالت و طلیعه یک فصل نوین در تاریخ شیعه است. ما در شب‌های گذشته به تفصیل گفتگو کردیم که چگونه وقوع حوادث عظیمی مانند «جنگ رمضان»، منطقه و جهان را دستخوش تغییر اساسی کرد. امروز ما در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که تاریخ در حال پوست‌اندازی است و قرار است فصلی نو با مختصاتی کاملاً متمایز رقم بخورد.

وقتی از یک «فصل نوین» صحبت می‌کنیم، منظورمان یک جابجایی ساده سیاسی یا تغییر در موازنه قدرت‌های منطقه‌ای نیست؛ بلکه ما در یک نقطه عطف تاریخی بزرگ قرار داریم که تاریخ بشر به قبل و بعد از آن تقسیم خواهد شد. اینجا نقطه بعثت ملّت‌هاست؛ جریانی که در آن مردم از خواب غفلت بیدار شده، حق و باطل را بازشناخته و برای تغییر سرنوشت خود به میدان آمده‌اند. این بیداری بی‌سابقه، بستر تحقق وعده‌های الهی است که اراده کرده است مستضعفان را وارثان زمین کند. حرکت کنونی دنیا، حرکتی شتابان به سمت قله است.

[ردّ نقطه تعادل‌های غلط و سازش‌کارانه در مسیر حرکت امت]

در هر نقطه عطف تاریخی که ملت‌ها مبعوث می‌شوند و اراده تغییر بر سرنوشت خود را دارند، جریانی به راه‌ می‌افتد تا حرکت مردم را متوقف کند. خیلی‌ها در این جریانِ فصل نوین، به دنبال ترسیم و شکل‌دهی به یک «نقطه تعادل غلط» هستند تا مانع از رسیدن امت به اهداف نهایی شوند. این دقیقاً شبیه به جریانی است که در سال‌های ۵۶ و ۵۷، پس از سال‌ها مجاهدت و قیام مردم از سال ۴۲ رخ داد. وقتی مردم مبعوث شدند و شاه در آستانه سقوط بود، امثال بازرگان‌ها به پاریس رفتند تا امام را قانع کنند به یک کفِ مطالبات راضی شود.

مهدی بازرگان در خاطرات خود می‌گوید: «ما در پاریس به پای امام افتادیم و گفتیم کاری انجام بده که راضی بشوی شاه بماند، سلطنت کند نه حکومت، و در عوض، مخالفین دولت را اداره کنند.» اما امام خمینی (ره)پاسخی کوبنده به آن‌ها داد و فرمود:

«اگر ما اکنون کوتاه بیاییم و بایستیم، آیا شما ضمانت می‌کنید که این خروش و قیام مردم باقی بماند؟ آیا شما ضمانت می‌کنید که این مار افعی [شاه] دوباره به این مردم امان بدهد و آن‌ها را نابود نکند؟»

امروز نیز در طلیعه این فصل نوین، وسوسه‌گرانی هستند که می‌خواهند ما را به یک نقطه تعادل غلط و سازش‌کارانه سوق دهند. ما نباید به کم‌تر از اهداف نهایی انقلاب اسلامی راضی شویم و باید در برابر ایده‌های سازش‌کارانه که به دنبال بقای ساختارهای ظالمانه جهان هستند، محکم بایستیم.

[ابعاد ایجابی و سلبی فصل نوین؛ ایران قوی و اخراج آمریکا]

مختصات درست این فصل نوین چیست و ما باید چشم‌انداز حرکت خود را بر چه اساسی تنظیم کنیم؟ این مختصات دارای دو بعد اساسی، یعنی یک وجه ایجابی و یک وجه سلبی است. در جانب ایجابی، هدف اصلی و غایی ما شکل‌گیری یک «ایران قوی» است؛ ایرانی پیشرفته و مقتدر که قرار است امامت و رهبری بلوک اسلامی را در جهان معاصر بر عهده بگیرد. در مقابل، در بعد سلبی، مختصات این فصل نوین چیزی جز اخراج کامل هژمونی آمریکا و از بین رفتن نفوذ استکبار در منطقه نیست.

البته این اخراج هژمونی، یک اتفاق نقطه‌ای و دفعی نیست که در یک روز رخ دهد، بلکه اخراج آمریکا از منطقه یک فرایند تاریخی و مستمر است که گام‌به‌گام در حال محقق شدن است. ما باید باور قلبی داشته باشیم که امروز در طلیعه این فصل نوین و مبارک قرار گرفته‌ایم. این افق روشن و چشم‌انداز بزرگ، همان حقیقتی است که در ادبیات قرآن کریم به عنوان فرجام نهایی ارسال پیامبران یاد شده است؛ آنجا که خداوند متعال می‌فرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» (سوره توبه، آیه ۳۳)«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، حیاتی‌ترین مقصود ما در این مبارزه، تحقق همین غلبه تام دین خداست.» اظهار دین حق یعنی هیچ ایده و تفکری، در مقابل حق عرض اندام نکند

[آرمان‌خواهی مهدوی و اهتزاز جهانی پرچم توحید]

این چشم‌انداز بزرگ قرآنی و افق تمدنی، همان آرزو و آرمانی است که باید نصب‌العین تمام حرکت ها و برنامه‌ریزی‌های ما قرار گیرد. شیعه هیچ‌گاه گوشه‌نشین و ناامید نبوده است؛ بلکه حیات شیعه با آرمان‌های بلند گره خورده است. در روایتی گران‌قدر از امام کاظم(ع) نقل شده است که فرمودند: « قال لي أبو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام : الشِّیعَةُ تُرَبَّى بِالْأَمَانِیِّ مُنْذُ مِائَتَیْ سَنَةٍ»این روایت به ما می‌آموزد که آرمان‌خواهی مهدوی و افق‌گشایی، موتور پیشران تربیت جامعه شیعی است. اگر این افق تمدنی آرمان ما شد، آن‌وقت معنای حقیقی سخنان امام خمینی (ره) را درک می‌کنیم که می‌فرمود: «ما باید پرچم رفیع لا اله الا الله را در کل نقاط جهان به اهتزاز درآوریم.» ما تا زمانی که شرک و ظلم در جهان هست، در میدان هستیم و مبارزه ما تعطیل‌بردار نیست. این همان آرمان مهدوی و امنیه‌ای است که هویت ما را شکل می‌دهد و ما را به سمت آینده‌ای روشن هدایت می‌کند.

[امیدبخشی به منتظران و طلیعه بیداری مستضعفان جهان]

وقتی امت اسلامی به ویژه ایران به عنوان پرچم دار اسلام ناب و ضد استکبار در مسیر این آرمان‌های بلند حرکت کند و اقتدار خود را به رخ بکشد، مایه‌ امیدواری و قوت قلب همه آزادی خواهان عالم خواهد شد. این دقیقاً همان اثری است که انقلاب اسلامی ایران در بدو شکل‌گیری خود بر جهان گذاشت. به نقل از شهید سید حسن نصرالله، ایشان در دیداری که با ملک عبدالله (ولیعهد وقت عربستان) داشت، از او شنیده بود که گفت: «انقلاب شما ما را به اسلام امیدوار کرد و اسلام مایه عزت شد؛ در حالی که تا پیش از آن، اسلام را دینی برای گذشته و مایه‌ عقب‌ماندگی معرفی می‌کردند.»

اگر انقلاب سال ۵۷ توانست موجی از بیداری و امیدواری را در منطقه ایجاد کند، امروز مجاهدت‌های ما و ایستادگی امت در برابر مستکبران پس از «جنگ رمضان»، می‌تواند یک بیداری جهانی و حرکتی بین‌المللی رقم بزند. نگاهی به صحنه امروز جهان بیندازید؛ اعتراضات پرشور دانشجویان در قلب آمریکا و اروپا و پایین کشیدن پرچم سازمان‌های بین‌المللی، گواه روشنی است بر اینکه همه حق‌جویان عالم، تشنه یک نظم جدید و منتظر منجی آخرالزمانی هستند. جهان امروز دیگر نظریات مادی را باور نمی کند و به دنبال راه نجاتی است که تمدن اسلام ناب به آن‌ها عرضه می‌کند. امروز همه فهمیده اند نظم های پیشین جهان جز بر پایه قدرت شکل نگرفته اند. جنایات اخیر رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان و سکوت سازمان های بین المللی به واسطه وتو های مکرر آمریکا چشم همه را به ظالمانه بودن نظم های فعلی جهان باز کرده است.

[مفهوم حقیقی ایران قوی؛ بسترسازی برای تکامل عقول و ظهور منجی]

در این میان، وقتی از آرمان «ایران قوی» در بعد ایجابی صحبت می‌کنیم، باید مراقب باشیم که این مفهوم دچار تحریف نشود. منظور ما از ایران قوی، یک ایران استعمارگر نیست ؛ قرار نیست ما جایگزین استعمار گران غربی شویم و نظم جدید به معنی انتقال مرکز استعمار و سلطه از غرب به شرق عالم باشد. بلکه ما به دنبال ایرانی هستیم که آن‌قدر ظرفیت وجودی و الهی ایجاد کرده باشد که زمینه‌ساز رهایی انسان‌ها شود. ایران قوی یعنی کشوری که بسترساز تحقق این آیه شریفه باشد:

«…وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیهِمْ…» (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)«و بار سنگین‌شان و غل و زنجیرهایی را که بر آنان بود، از دوش‌شان برمی‌دارد.» ما با کنار زدن طاغوت ها می خواهیم  مردم را در تحقق اراده های خود و امکان پرستش خدای یکتا آزاد کنیم.

ما باید انقدر قوی بشویم تا بتوانیم بستر را برای حضور و حکومت حضرت حجت (عج) فراهم کنیم و لایق دیدار و نصرت ایشان شویم. حکومت مهدوی، حکومتی است که در آن عقل‌های بشریت بیدار و کامل می‌شود؛ همان‌طور که در روایت آمده است: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ یَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَکَمُلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ»(الکافی، جلد ۱، صفحه ۲۵)«هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آن‌ها را جمع کرده و اندیشه‌هایشان را کامل می‌سازد.»ما با جنگیدن با ائمه کفر گام در این مسیر گذاشته‌ایم باید بت‌های مدرن را کنار بزنیم و بستری شایسته برای ظهور منجی عالم بشریت فراهم آوریم.

[مختصات تمدنی ایران پیشرفته؛ جمع بین دین و دنیا و اقتصاد مستقل]

این ایران قوی و پیشرفته که قرار است تمدن‌سازی کند، دارای مختصات ملموس و عینی است. یک مجموعه از گزاره های کلی و بدون ثمره و نتیجه نیست. در عرصه اقتصادی، ما به دنبال یک اقتصاد درون‌گرا، مستقل و متکی بر توان داخلی هستیم که با الگوگیری از «اقتصاد مقاومتی»، خود را به نقطه پیشرفت و بی‌نیازی از بیگانگان رسانده باشد. در عرصه علمی، این ایران باید دارای بالاترین و پیشرفته‌ترین دستاوردهای علمی روز جهان باشد و در عرصه حکمرانی و سیاست، سیادت و راهبری کشور های اسلامی و غیر اسلامی را بر عهده بگیرد.

قرار نیست ما یک «امارات اسلامی» یا یک «ژاپن اسلامی» باشیم که فقط پیشرفت مادی منهای معنویت داشته باشیم؛ بلکه ما می‌خواهیم نسخه حقیقی حیات اسلام را به نمایش بگذاریم که همان «جمع بین دین و دنیا» است. به تعبیر امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب، جوهره اصلی انقلاب اسلامی همین پیوند وثیق میان دین و دنیا، یا همان «اسلام ناب محمدی» است. ما معتقدیم اسلام تمدن‌ساز، سوغات سعادت مادی و معنوی را هم‌زمان برای بشر به ارمغان می‌آورد؛ همان‌طور که قرآن کریم وعده داده است: «…قَالَ عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَیَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ»(سوره اعراف، آیه ۱۲۹)«[موسی] گفت: امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند و شما را در زمین جانشین سازد، آن‌گاه بنگرد که چگونه عمل می‌کنید.» ما به دنبال سعادت در دنیا در کنار توجه به آخرت و حیات ابدی هستیم و جمع میان دنیا خواهی و آخرت خواهی وجه تمایز ما با مکاتب مادی و مدعیان دروغین سعادت است.

[اربعین حسینی؛ ماکت تمدن مهدوی و پیوند عاشورا با مهدویت]

اگر امروز بخواهیم نمونه‌ای عینی، کوچک و ملموس از این تمدن مهدوی که ادعای آن را داریم مشاهده کنیم، باید به جریان شگرف اربعین بنگریم. حماسه اربعین حسینی، ماکتی از تمدن مهدوی است که در آن ایثار، مواسات، برادری، اخوت و عشق خالصانه بر محور امام، تجلی عینی پیدا کرده است. میان جریان مهدویت و نهضت اباعبدالله الحسین (ع) یک ارتباط وثیق و جدانشدنی وجود دارد.

موتور پیشران و محرک اصلی جریان مهدویت، همان حب حسینی و پرچم سرخِ خون‌خواهی ثارالله است. به همین دلیل است که امام زمان (عج) در زمان ظهور، خود را به واسطه امام حسین (ع) به جهانیان معرفی می‌کنند و پشت به کعبه می‌فرمایند: «أَلَا یَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّیَ الْحُسَیْنُ قَتَلُوهُ عَطْشَاناً، أَلَا یَا أَهْلَ الْعَالَمِ إِنَّ جَدِّیَ الْحُسَیْنُ طَرَحُوهُ عُرْیَاناً»

(إلزام الناصب، جلد ۲، صفحه ۲۸۲) «آگاه باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه‌کام شهید کردند، آگاه باشید که جد من حسین را برهنه روی خاک افکندند…»این ندای ملکوتی گواهی می‌دهد که اصلاح جهان، اظهار دین حق و فراهم کردن مقدمات ظهور منجی، تماماً از شاهراه عاشورا و کربلا می‌گذرد.

[وظیفه امروز جامعه ایمانی؛ جهاد تبیین و تقویت هسته‌های مردمی]

حال در میان این معرکه بزرگ تاریخی و تمدنی، وظیفه من و شما به عنوان امت مأمور به تکالیف الهی و مردم مبعوث ایران اسلامی چیست؟ ما دو وظیفه کلیدی و بنیادین بر عهده داریم که نباید از آن‌ها غفلت کنیم. اولین وظیفه حیاتی ما «جهاد تبیین» است؛ ما باید این تصویر آرمانی و افق روشن مهدوی را برای آحاد جامعه و مردم آزادی‌خواه جهان تبیین کنیم و آن را به نصب‌العین همگان تبدیل سازیم. نباید بگذاریم دشمن با پمپاژ یأس، این افق روشن را در ذهن‌ها تیره و تار کند.

دومین وظیفه ما، کار تشکیلاتی و تقویت جامعه ایمانی است. ما باید هسته‌های مردمی را که به واسطه این بعثت مردمی، پس از جنگ رمضان و ریخته شدن خون‌های پاک شهدا به ویژه امام شهید جوشیده‌اند، منسجم کرده و اخوت‌های ایمانی را میان آنان تقویت کنیم. تحقق آن ایرانِ امامی که به دنبالش هستیم، تنها و تنها منوط به ترکیبی هماهنگ از جهاد تبیین برای روشنگری ذهن‌ها، و تقویت جامعه ایمانی برای هم‌افزایی توان‌ها در مسیر ساختن آینده است.

[حضرت زینب (س)؛ الگوی پرچمداری جهاد تبیین در شب یازدهم]

این ترکیب بی‌نظیر از جهاد تبیین و حفظ جامعه ایمانی، دقیقاً همان خط مشی و رسالتی است که علمدار کربلا پس از عاشورا، یعنی وجود مقدس حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) در پیش گرفت. عقیله بنی هاشم، بزرگ‌ترین تبیین‌گر تاریخ است که در تاریک‌ترین و سخت‌ترین شرایط، یعنی در شب یازدهم محرم و در میان خیمه‌های سوخته، پرچم هدایت را به دوش کشید. او اجازه نداد روایتِ جلادان یزید از حادثه کربلا غلبه پیدا کند. وقتی در کاخ ابن‌زیاد از او پرسیدند کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟ فرمود:«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»(لهوف، صفحه ۱۶۰)«من جز زیبایی هیچ ندیدم.»

حضرت زینب (س) با خطبه‌های حیدری خود در کوفه و شام، حقیقت واقعه عاشورا را تبیین کرد و صورت‌بندی غلط دشمن را در هم شکست و قیام حسینی را تا ابد پایدار ساخت. امشب شب یازدهم است؛ شبی که زینب ماند و بار سنگین رسالت ولایت بر دوش او سنگینی می‌کرد. اما او تسلیم نشد، زانو نزد و امید را در دل اهل‌بیت زنده نگه داشت…

[ورود به روضه شب یازدهم و شام غریبان]

امشب شبِ شام غریبان است. همان‌طور که عرض گفتگو کردیم، وظیفه امروز ما دو چیز است«جهاد تبیین» و «تقویت هسته‌های مردمی و حفظ همبستگی جامعه ایمانی. عقیله بنی‌ هاشم (س) امشب در تاریک‌ترین بیابان تاریخ، دقیقاً همین دو رسالت بزرگ را به نمایش گذاشت.

یک‌طرف، رسالت «مراقبت، انسجام و گردِ هم جمع کردن اهل کاروان» بود. خیمه‌ها سوخته، بچه‌ها آواره و وحشت‌زده در دل تاریکی دشت پراکنده شده‌اند. زینب کبری (س) امشب رمق در پا ندارد، اما دوان‌دوان میان خارها می‌دود؛ دامن دختری را خاموش می‌کند، یتیمی را در آغوش می‌کشد و همه را گردِ محور ولایت، یعنی امام ساجدین (ع) جمع می‌کند. زینب امشب اجازه نداد این نازدانه ها در دل بیابان بی سرپناه و رها باشند. یک به یک آنها را جمع کرد و در یک خیمه نیم سوخته پناه داد….

طرف دیگر، رسالت «تبیین» بود. زینبی که در محاصره تازیانه‌هاست، از همین امشب شروع به مقابله با روایت دشمن کرد. او با همان نماز شبِ نشسته‌اش، به تاریخ فهماند که ما خارجی نیستیم. به همه نشان داد که ما خاندان وحی هستیم…. زینب اسارت را به بستر تبیین تبدیل کرد و در کوفه و شام، یزیدی و یزیدی را رسوا کرد.

اما بمیرم برایت خانوم… وقتی کاروانِ پراکنده را با خون‌دل جمع کرد، وقتی مطمئن شد همه این دختر بچه های تازیانه خورده را جمع کرده…و قتی خالش راحت شد که ولی الهی و امام زمانش حضرت سجاد (ع) در امان است، گوشه‌ای خلوت کرد. رو به سمت گودال نمود و نجوا کرد:

«برادرم! زینبت در این تاریکی هم اهل کاروان را جمع کرد و هم پرچم مظلومیتت را به دوش کشید… اما حسین جان، فردا با طعنه دشمنان میان بازار چه کنم؟»

صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکِ یَا صَبُورَةَ کَرْبَلَا… ألا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.